X
تبلیغات
راه پله

راه پله

نقش و نگارمان را گم كرده ايم و نشانه هايي هم كه پيدامي شود خودمان انكارش مي كنيم

شكست

او را دیدم

 زمانی که دستانش را در هم قفل کرده بود و

چشمان زمردی اش هر لحظه  تنگ تر میشد

وقتی که خنده های باد گیسوانش را به هم می زد

او رادیدم

هنگامی که می گریست

وقتی که تمناهایش بی اثر بود

زمانی که می شکست و می شکست و می گریست.

زبانش رانفهمیدم

غرورش بی رنگ بود

 تنش سراسر تیغ و تبر و خنجر.

بی اینکه حسی برای ادامه ی راه داشته باشد

بی هیچ دلبستگی

بی هیچ تعلق

فقط ،می شکست ومی شکست ومی گریست.

16/11/87


برچسب‌ها: نوشته های خودم

[ شنبه پنجم بهمن 1392 ] [ 0:24 ] [ مریم ]

[ ]

نگين خانومي تولدت مبارك






برچسب‌ها: اميدوارم هميشه شاد و سرزنده باشين تموم دوستاي گلم

[ پنجشنبه سوم بهمن 1392 ] [ 16:0 ] [ مریم ]

[ ]

زندگي مال من است

روح را در بدنم، جستجو مي كردم

و چه بي قيد و سبك، گرد اين دنيا را

بر تن خسته ي خود، پوششي مي خواندم

زندگي در نظرم، مثل يك جادو بود

مثل يك خرمهره، يا كه يك هندو بود

دل و جانم خشكيد، فكر هم بند آمد

دردم اما خنديد، چشم هايم سر رفت

زانوانم خم شد، شعرهايم پوسيد...

روح را در جسمم، آرزو مي كردم

و چه درگير و فقير، شوق اين دنيا را

بر دل بسته ي خود، بند و باور خواندم

زندگي در نظرم، مثل يك شادي بود

يك نشاط بي ته، يا كه خودخواهي بود

دل و دستم لرزيد، قحطي عقل آمد

غم به يكباره دميد، سردي سال رسيد

شوق ديدار بمرد، سخني سرنكشيد، عشق هايم پوسيد...

روح در ذهن من است

روح با جسم من است

روح در باور من، خانه اي ساخته است

زندگي مال من است

روح من مال من است.

92/10/11 


برچسب‌ها: نوشته های خودم

[ سه شنبه هفدهم دی 1392 ] [ 14:24 ] [ مریم ]

[ ]

دلم هواتونو كرده

سلام ...دلم براي همتون تنگ شده بود...اين عكسا رو فقط براي شما دوستاي گلم گذاشتم...اميدوارم خوشتون بياد




[ شنبه هفتم دی 1392 ] [ 11:10 ] [ مریم ]

[ ]

سم زدايي
دارم قرقره مي كنم آب حيات را

دارم ضدعفوني مي كنم گلوي عفوني ام را

دارم پاك مي كنم آفت هاي درد را

دارم درمان مي كنم تبخال هاي ترس را

آب حيات اگر در تمام دهانم بچرخد 

زنده مي كند زندگي ام را

دارم رها مي كنم قضاوت سخت را

دارم باز مي كنم ضخامت يخ وهم سرد را

دارم عوض مي كنم اين همه پيچ هرز را

دارم مي شكنم بتهاي باورهاي پرت را

دارم جاي پرتي ذهنم را بازسازي مي كنم

دارم مي بندم اين همه زخم و ورم را

دارم قرقره مي كنم آب حيات را...




برچسب‌ها: نوشته های خودم

[ یکشنبه دهم آذر 1392 ] [ 16:25 ] [ مریم ]

[ ]

تا بعد
سلام

چند وقتيه دست و دلم به نوشتن نميره...يه جورايي ....ولش كن...فعلا اين پست رو گذاشتم تا بعد ببينم چكار مي كنم.... فقط خواستم معذرت خواهي كنم اگه نظراتتون دير تاييد ميشه...

موفق باشيد

[ سه شنبه پنجم آذر 1392 ] [ 14:15 ] [ مریم ]

[ ]

برای خودم
محمدرضا سنگری، عاشورا پژوه برجسته، در تحلیلی به ویژگی های شخصیتی شمر و عاقبت شوم این جانباز و فرمانده سپاه امام علی اشاره می کند:یکی از افراد مقابل ابا عبدالله الحسین علیه السلام، شمر بن ذی الجوشن است. از فرماندهان سپاه امام علی در جنگ صفین و جانباز امیر المومنین کسی که در میدان جنگ تا شهادت پیش رفت. این چنین کسی حالا در کربلا شمر می شود. با ورودش به کربلا همه چیز عوض می شود. شمر آدم کوچکی نیست اگر نیایش های شمر را برای شما بخوانند و به شما نگویند که این ها مال شمر است شما با آن ها گریه می کردید. هیچ گاه گفته نمی شود که وقتی شمر دستش را به حلقه خانه خدا می زد چگونه با خدا زمزمه می کرد!

این آقایی که ما صحبتش را می کنیم شانزده بار با پای پیاده به سفر حج رفته است. فکر نکنید شمر اهل نماز و روزه نبوده و یا از آن دسته آدم هایی بوده که عرق می خوردند، عربده می کشیدند؛ شمر و بسیاری دیگر که آن طرف ایستاده اند، آدم هایی هستند که پیشانی پینه بسته داشتند. بسیاری از آن ها اهل تهجد بودند.


در ظهر عاشورا وقتی ابا عبدالله علیه السلام برای نماز خواندن، اذان می گفتند فکر نکنید در آن طرف کسی نماز نمی خواند. آن ها هم نماز می خواندند! برخی از این افراد به ابا عبدالله علیه السلام می گویند که نماز شما قبول نیست!.

چه خصوصیاتی باعث شکل گیری شخصیت های منفی می شود؟.

شمر با سه ویژگی، شمر شد

1٫ اولین خصوصیت شمر این بود که می گفت: شکم از همه چیز برای من مهم تر است. مهم بود که غذای خوب بخورد و برای دست یافتن به این غذا دست به هر کاری می زد.
آیا غذا برای شما اولین مسئله زندگی است؟ در خانواده های ما وقتی که شام را خوردند به فکر ناهار فردا هستند.
دعوای شکم دعوای مسخره ای است که همه ی ما با آن درگیر هستیم. فکرش را بکنید اختلاف همه غذاها ی عالم خیلی کم است. به گفته ي آقاي جوادی آملی فرق تمام غذاها بیست سانتی متر است. یعنی از نوک زبان تا ته زبان.

2٫ نکته ی دوم که در شخصیت شمر بود این بود که چشم دیدن پیشرفت هیچ کس را نداشت و به خاطر همین مسئله است که به کربلا آمد.

شمر آدمی است که مدام از این و آن می گوید. او یک روح شقاوت پیشه دارد. خداوند در سوره حجرات به این مسئله اشاره کرده است که اگر فاسقی نزد شما آمد و خبری پیش شما آورد، زود تأییدش نکنید و هیچ گاه از خبر چینی دیگران لذت نبرید. مثلا فردی نزد ما می آید و خبری را به ما می گوید ما می گوییم راست می گویی؟ این کار باعث تشویق طرف مقابل می شود و این عامل باب غیبت را می گشاید.

3٫ قرآن مجازات بد کاران را مشخص کرده ولی بد ترین مجازات ها متوجه کسانی است که زخم بر جان دیگران می زنند. حفره در روح ها ایجاد می کنند. سرزنش می کنند و می شکنند. و این خصوصیت متأسفانه در دنیا به اندازه ی ایران نیست. من کشور های دیگر را هم دیده ام اما هیچ کشوری لطیفه ساز تر از ایران نیست. هر چیزی را بهانه ی دست انداختن می کنند.
در کربلا شمر بارها دست انداخت و حرف های آزار دهنده ای به ابا عبدالله علیه السلام زد.
این سه خصوصیت از جانباز امیر المومنین علی علیه السلام شمر را ساخت، شمری که در کربلا با قساوت کامل بر سینه پسر پیغمبر نشست و با بی رحمی تمام دوازده ضربه از پشت بر گردن ابا عبدالله علیه السلام وارد کرد و بعد هم سرخون چکان حسین علیه السلام را دست گرفت و از قتلگاه بیرون آمد.

برچسب‌ها: محمدرضاسنگري

[ یکشنبه بیست و ششم آبان 1392 ] [ 14:56 ] [ مهدی ]

[ ]

شفاي زندگي

ما صددرصد در برابر همه ي تجربه هايمان مسئوليم.

هر انديشه اي كه از ذهن ما مي گذرد آينده ي ما را مي سازد.

نقطه ي اقتدار همواره در لحظه ي حال است.

عذاب هر كس به دليل انزجار از خويشتن و احساس گناه است.

(لوئيز. ال. هي)




برچسب‌ها: You can heal your life, Louise L, Hay

[ یکشنبه بیست و ششم آبان 1392 ] [ 1:0 ] [ مهدی ]

[ ]

پدر...

[ دوشنبه بیستم آبان 1392 ] [ 11:53 ] [ مریم ]

[ ]

مرور

مرور تو

همان مرور دل است

میان هزار هزار زخم

که هر کدام

بر نابودی دلت کمر بسته اند...


برچسب‌ها: نوشته هاي خودم, یا حسین دلم برایت تنگ است

[ شنبه هجدهم آبان 1392 ] [ 2:47 ] [ مریم ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه